|
|
|
|
<![if !vml]> |
منطق فازی : تاریخچه منطق فازی اولین بار در سال 1965 میلادی توسط دانشمند آذربایجانی به نام لطفعلی عسگرزاده(مشهور به زاده) در مقالهای با عنوان «مجموعههای فازی» مطرح شد. این منطق بر پایه استدلال تقریبی میباشد و به همین دلیل در سالهای اولیهی ظهور خود چندان مورد استقبال دیگر دانشمندان به ویژه ریاضیدانان قرار نگرفت و متهم به این بود که چیزی شبیه قوانین و نظریههای احتمال بوده و بهتر و موثرتر از آن نیست. البته چنین مخالفتی طبیعی به نظر میرسید زیرا پیدایش علمی جدید که از مفاهیم گنگ و نادقیق و بدتر از آن، از استدلالهای نادقیق در برابر قوانین سخت و استوار ریاضیات عصر مدرن سخن میگفت، موردی بسیار تازه و عجیب بود! پروفسور زاده برای اثبات درستی و کارایی ایدهی جدیدش مقالات و کتابهایی نوشت که در آن مفاهیم و تعاریف اولیهی منطق فازی را بر اساس قوانین ریاضی معرفی میکرد. در واقع او در منطق جدید خود به بسط و توسعهی منطق کلاسیک ( که به نامهای منطق دودویی و منطق بولی نیز شناخته میشود) پرداخت. این بدین معنی است که منطق فازی در حالتی خاص همان منطق کلاسیک میباشد. زاده که خود مهندس کنترل بود، دریافت که قوانین کلاسیک دیگر جوابگوی سیستمهای پیچیدهی جهان امروزی نیستند و باید ریاضیات جدیدی تعریف نمود. به همین دلیل هدف از ارائهی منطق جدید، ساده سازی محاسبات ریاضی و مهندسی مرتبط با دنیای واقعی بود و به نوعی ایدهی شبیهسازی پردازش مغز انسان (دانش بشری) و استدلال تقریبی را دنبال مینمود. با گذشت زمان دانشمندان (که بیشتر آنها از خاور دور بودند) به منطق نوپا روی آوردند و به بسط و توسعهی آن کمک نمودند. همچنان که دانشمندان شرقی منطق فازی را جدی گرفته بودند و تحقیقات گستردهای در این زمینه انجام میدادند، جامعهی علمی غرب هنوز به دیدهی شک و تردید به آن مینگریست و آن را رد میکرد؛ تا اینکه در دههی 1970 میلادی اولین جنبههای کاربردی منطق فازی در صنعت (کنترل کنندهی فازی در موتور بخار توسط دانشمند هندی به نام ابراهیم ممدانی (Mamdani)) به اجرا در آمد. |
|
در اوایل دههی 1970 میلادی یک کنترلر فازی جهت راهاندازی کوره سیمان طراحی شد که امیدهای طرفداران فازی را به آینده بیشتر نمود؛ کاربردهای سیستمهای فازی بیشتر به چشم آمد و زمینههای تحقیقات گستردهتر (البته باز هم در شرق دور) فراهم شد. دههی 1980 دوران شکوفایی و تولدی دوباره بود؛ دانشمندان و مهندسان ژاپنی که علاقهی فراوانی به علم نوظهور نشان میدادند، انعطافپذیری آن را در تقریبا تمامی زمینههای مهندسی و کنترل درک کرده بودند. سوگنو (Sugeno) و تاکاگی (Takagi) از اولین محققان ژاپن در زمینهی کنترل فازی بودند که نتیجهی تلاشهای اولیهی آنها طراحی مدل فازی معروف تاکاگی-سوگنو بود. در این دهه سیستمهای فازی در ژاپن گرد و خاکی به پا کردند؛ تصفیهخانه فازی، روباتها و اتومبیلهای فازی و سیستم کنترلی فازی در قطارهای شهری نمونههای از کاربردهای بزرگ منطق فازی بودند. در دههی 1990 تقریبا همه در ژاپن از مردم عادی تا دولتمردان دیگر متقاعد شده بودند که فازی یک شوخی و یا یک رویا نیست و نسبت به استفادهی گسترده از آن متفق شدند. در این دوران اولین کاربرد مصرف خانگی سیستمهای فازی در قالب ماشین لباسشویی هوشمند ظهور کرد! از این زمان به بعد بود که جامعهی علمی غرب نیز بدبینی خود را نسبت به منطق فازی به تدریج از دست میداد به طوری که سرانجام انجمن جهانی مهندسان یعنی IEEE در برابر منطق جدید سر تسلیم فرود آورد و این به معنای پذیرفته شدن منطق فازی بود آن هم پس از گذشت سه دهه از تولدش! با راه یافتن فازی به IEEE کتابها و مقالات فراوانی در زمینهی فازی منتشر گردید و کمک بسیار زیادی به رشد و پیشرفت آن شد. تلاشها برای بهبود، رفع نواقص، ارائهی الگوریتمهای مرتبط و ... صورت گرفت؛ به عنوان مثال مقالاتی با موضوع استفاده از روشهای بهینهسازی مانند الگوریتم ژنتیک و همچنین شبکههای عصبی مصنوعی برای بهبود ساختار مدلها و سیستمهای فازی معرفی شد. امروزه منطق فازی با اینکه بسیار جوان است، جزء اساسی علوم، مهندسی و هوش مصنوعی به شمار میرود. چیزی که در این مورد جالب مینماید اینست که منطق فازی ظهور، پیشرفت و بقای خود را مدیون دانشمندان مشرق زمین بوده و به جرآت میتوان گفت که منطق فازی یک علم کاملا شرقی است! امید است ما ایرانیان نیز به عنوان عضوی از جامعهی مشرق زمین بتوانیم در رشد و پیشرفت آن سهم داشته باشیم. |
|
|
منطق فازی : مقدمات و تعاریف پیشنیازها : منطق کلاسیک، حساب مجموعه ها برای درک عمیق مفاهیم فازی باید با منطق کلاسیک و حساب مجموعه ها آشنایی داشته باشید. چنانچه در این زمینه آشنایی کامل ندارید می توانید به لینکهای مربوط به پیشنیازها مراجعه نمایید. شروع به شکل زیر توجه نمایید <![if !vml]> یک تیرانداز برای شلیک به هدف مورد نظرش باید چندین بار عوامل مرتبط با یک شلیک موفقیت آمیز مانند قرارگیری نوک مگسک زیر خال هدف و به عبارتی زاویه لوله تفنگ با خط افق، فاصله تا هدف، موضع گیری با توجه به سرعت باد و ... را تنظیم کند. در نگاه کلاسیک و به عبارتی خودمانی، سخت گرفتن قضیه، تیرانداز باید با یک سری وسایل اندازه گیری مانند بادسنج، ابزار مسافت و زاویه سنج و ... تمامی این عوامل را بررسی کرده و بهترین حالت برای شلیک را به دست آورد. <![if !vml]> در این حالت سخت گیرانه، ابتدا شخص به کمک یک فاصله سنج لیزری فاصله تا هدف را به دست می آورد و سپس با یک سری محاسبات مربوط به حرکت پرتابه زاویه مناسب را به دست می آورد و سپس شلیک می کند! اما واقعیت امر چیز دیگریست. هیچ یک از ما موقع تیراندازی، چنین محاسبات وحشتناک و دقیقی را انجام نمی دهیم و بدون اینکه خودمان متوجه شویم، اندازه ها را تخمین می زنیم و در مدت زمانی بسیار کوتاه تصمیم نهایی را می گیریم. در شکل زیر شخص تیرانداز بدون در نظر گرفتن جزئیات پیچیده فقط تخمین می زند که نوک مگسک را در چه فاصله ای از خال سیاه هدف قرار دهد البته با در نظر گرفتن فاصله تقریبی تفنگ تا هدف. <![if !vml]> در این حالت، شخص خیلی ساده تر به ماجرا می نگرد : 1. فاصله تا هدف زیاد است؛ بین 150 تا 200 متر 2. سرعت باد خیلی تأثیرگذار نیست 3. نتیجه اینکه زاویه باید تقریبا 10 درجه باشد! مثال بالا مقایسه ای میان منطق دقیق و منطق تقریبی را بیان می کند. شاید تصمیم گیری دقیق برای ماشینها سخت نباشد اما تا زمانی که محدودیتها وجود نداشته باشند. منظور از محدودیتها در واقع همان توقعاتی است که اربابان ماشین (یعنی ما انسانها) از آن دارند و معمولا این محدودیتها مربوط به زمان انجام کار می باشد. زمان را می توان به صورت کاهش داد؛ 1- تجهیزات زیادتر و قویتر مانند حافظه بیشتر و پردازنده بزرگتر و قویتر 2-خلاقیت و میانبر زدن! اساسا منطق فازی برای رفع کاستی و ناتوانی منطق کلاسیک در بیان و مدلسازی برخی مسائل مبهم در دنیای واقعی به وجود آمد؛ به همین دلیل لازم بود تا برخی مفاهیم و تعاریف پیشرفت کنند و یا به اصطلاح تعمیم داده شوند. یکی از تعاریف اولیه و پایه، مجموعه ها هستند که به مجموعه های فازی تعمیم می یابند. مجموعه فازی مجموعه فازی A به صورت زیر تعریف می شود : A = { ( x0, f(x0) ), ( x1 , f(x1) ), ( x2 , f(x2) ), … } A مجموعه ای متشکل از جفتهای مرتب ( Xn , f(Xn) ) است که Xn عنصری از مجموعه جهانی U (مجموعه مرجع) و f(Xn) مقداری حقیقی در بازه [0,1] بوده و درجه عضویت (Membership Value یا به اختصار MSV) عنصر Xn نامیده می شود. <![if !vml]> در واقع مجموعه فازی همان مجموعه کلاسیک همراه با مقادیری اضافه به عنوان درجه عضویت است. درجه عضویت میزان تعلق یک عضو به مجموعه را بیان می کند. به عنوان مثال در شکل بالا مجموعه فازی A به صورت زیر تعریف شده است : A = { (x0 , 0.8) , (x1 , 0.45) , (x2 , 0.64) , (x3 , 0) , (x4 , 0) , (x5 , 0.05) , (x6 , 0) , (x7 , 1) } برای عنصر x3 از U با درجه عضویت صفر می توان گفت این عضو اصلا در A نیست و عنصر x7 از U با درجه عضویت 1، کاملا در A است. ناحیه سایه خورده فقط جهت جداسازی عناصر با عضویت غیر صفر است؛ در بحث مجموعه های فازی نمی توان مرزی بین مجموعه ها متصور شد. به عنوان مثال تمامی اعضای ناحیه سفید رنگ در A هستند اما با درجه عضویت صفر. به عنوان یک مثال کاربردی و واقعی می توان مسأله میزان هوش دانش آموزان یک مدرسه را در نظر گرفت. مجموعه کلاسیک دانش آموزان باهوش عبارتست از افرادی که باهوش هستند و افرادی که باهوش نیستند؛ سوالی که پیش می آید اینست که افرادی که از نظر هوش متوسط هستند را کجا قرار دهیم؟ برای پاسخ به این سوال مجموعه فازی زیر را به کار می بریم : Students Set = { (x1 , 0.85) , (x2 , 0.75) , (x3 , 0.32) , (x4 , 0.5) , (x5 , 0) , (x6 , 1)} درجه عضویت اعضای یک مجموعه فازی معمولا به کمک توابع حقیقی تعیین می گردد که به آنها تابع عضویت یا تابع تعلق (Fuzzy Membership Function) و به اختصار MSF گفته می شود. تابع تعلق به هر عضو از مجموعه یک عدد حقیقی در بازه [0,1] نسبت می دهد تا میزان تعلق آن عضو در مجموعه را نشان دهد. |
|
<![endif]>
<![endif]>
<![endif]>
<![endif]>
<![endif]>